تبليغاتX
..: راسـپــیــنـا :..
2-9

 

 

3 تا 9 مهر ماه
گرامیداشت هفته جهانی ناشنوایان با شعار " تکریم حقوق ناشنوایان"
طراح گرافیک: هومن نادری

نوشته شده توسط حنیف در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 |
 

 

   golshifte farahani

 

 

1

پدر؛ بهزاد فراهانی، مادر؛ فهیمه رحیم نیا و خواهر؛ شقایق فراهانی. کمی عجیب است در چنین خانواده یی بزرگ شوید، به هنر بی علاقه باشید و دست آخر بازیگر نشوید. اگرچه گلشیفته نوجوان دلش می خواست بیشتر یک موزیسین معروف و کاربلد باشد تا یک بازیگر سینما. اما دست تقدیر او را به همان سمتی برد که پیش از آن خانواده اش را برده بود.

گلشیفته 16 سال بیشتر نداشت که خواهرش شقایق برایش خبر آورد که قرار است داریوش مهرجویی فیلمی بسازد و دختری هم سن و سال او می خواهد. یک هفته بعد محمدرضا شریفی نیا ماجرا را جدی تر کرد و قصه فیلم را برای گلشیفته تعریف کرد. «میم» قصه فیلم مهرجویی خود گلشیفته بود. بعد از اینکه عکس های گلشیفته نوجوان به مهرجویی نشان داده شد، او خواست که گلشیفته را از نزدیک ببیند و پس از چند قرار حضوری، «میم» درخت گلابی پیدا شد. فقط مانده بود رضایت پدر و مادر که البته در ابتدا مخالف بودند. آنها می خواستند دخترشان موسیقی را دنبال کند نه آنکه آنقدر در بازیگری غرق شود که دیگر موسیقی فراموش شود. بالاخره با رضایت آنها گلشیفته شد بازیگر «درخت گلابی» و یکی از کاراکترهای ماندنی سینمای ایران را در سن 16 سالگی خلق کرد.

وقتی فیلمبرداری «درخت گلابی» بعد از دو ماه به پایان رسید، یک چیز گلشیفته را به شدت نگران می کرد. او برای مدتی افسرده و گیج شده بود چرا که می ترسید به سرنوشت خیلی از نوجوانان سینمای ایران مانند عدنان عفراویان فیلم «باشو غریبه کوچک» بهرام بیضایی یا امیروی «ساز دهنی» امیر نادری تبدیل شود. کودکان و نوجوانانی که یک بار خوش درخشیدند اما چون حرفه و خاستگاه اجتماعی شان چیز دیگری بود، دیگر نتوانستند فرصت حضور روی پرده سینما را به دست بیاورند و به تدریج تنها به یک خاطره تبدیل شدند.

اما در مورد گلشیفته ماجرا کمی فرق می کرد. با اینکه بین اولین و دومین فیلم او حدود سه سال فاصله افتاد، اما او خانواده یی بازیگر داشت که این مساله باعث می شد او در بطن سینما، تئاتر و تلویزیون قرار داشته باشد و دست زمانه او را به این راحتی ها کنار نگذارد.

 

2

 گلشیفته فراهانی در مدت 11 سالی که وارد عرصه بازیگری شده در 17 فیلم سینمایی بازی کرده است. اگر فعالیت جدی و حرفه یی او را از سال 79 (سه سال بعد از درخت گلابی) و با بازی در هفت پرده(فرزاد موتمن) بدانیم، او به طور متوسط در هر سال دو فیلم بازی کرده که نشان از حضور مستمر و البته با وسواس او در بطن سینما دارد. کار با کارگردانانی مانند داریوش مهرجویی (دو فیلم)، ابراهیم حاتمی کیا، کمال تبریزی، رسول ملاقلی پور، بهمن قبادی و این آخری ها اصغر فرهادی باعث شده تا «میم» سینمای ایران در آغاز جوانی کوله باری از تجربه را به همراه داشته باشد.

 

3

در مورد کارنامه گلشیفته فراهانی نکته جالب این است که او سه فیلم هفت پرده،  باباعزیز (محمدناصر خمیر) و سنتوری(داریوش مهرجویی) را دارد که فرصت اکران عمومی پیدا نکرده اند و فقط در جشنواره امکان دیده شدن داشته اند. در کنار اینها دو فیلم نیوه مانگ (بهمن قبادی) و کودک و فرشته (محمد حقیقت) را هم دارد که اصلاً دیده نشده اند و نمایشی در ایران نداشته اند. اکران نشدن پنج فیلم از 16 فیلمی که گلشیفته فراهانی در این سال ها بازی کرده (البته به غیر از «درباره الی» ساخته اصغر فرهادی که هنوز آماده نمایش نشده) نشان از کاراکتر متفاوت او و انتخاب شدن و انتخاب کردنی متمایز از سایر بازیگران هم سن و سال او در سینمای ایران است. بی شک گلشیفته فراهانی کاراکتر متفاوت و عجیبی دارد که می توان از او در فیلم هایی نه چندان متعارف و در راستای جریان اصلی سینمای ایران استفاده کرد.

 

بازی گلشیفته فراهانی از همان اول به خوبی دیده شد و مورد تقدیر قرار گرفت. او با همان فیلم اولش «درخت گلابی» توانست سیمرغ بلورین بخش بین الملل جشنواره را از آن خود کند. او در کنار اینها در سه دوره جشن خانه سینما کاندیدا شده و یک بار هم تندیس جشن را به خاطر «اشک سرما» دریافت کرده است. گلشیفته دو دوره دیگر هم برای فیلم «اشک سرما» و فیلم های «دیوار» و «همیشه پای یک زن در میان است» نامزد سیمرغ جشنواره فجر شده است. همه اینها در حالی است که بازی های او مورد توجه منتقدان و نویسندگان سینمایی هم قرار گرفته و نام او مکرراً در انتخاب های سالانه آنها آمده است. این مساله نشان از آن دارد که نوجوان سینمای ایران که حالا تبدیل به جوانی پخته در عرصه بازیگری شده، هم توجه داوران و هم توجه منتقدان را به خود جلب کرده است.

 

5

یک نکته جالب توجه در مورد نسل جدید بازیگران جوان زن سینمای ایران که البته از نوجوانی کار بازیگری را آغاز کرده اند، وجود دارد. اگر گلشیفته فراهانی را در کنار باران کوثری و پگاه آهنگرانی به عنوان سردمداران این نسل به حساب بیاوریم به این نکته خواهیم رسید که همگی آنها کارشان را از سنین 16-15 سالگی یا حتی کمتر در سینما آغاز کرده اند و از همه مهم تر پدر و مادر همه آنها از اهالی سینما بوده اند. آنها به یمن خانواده هنرمندان وارد سینما شده اند، فرصت آزمون و خطا پیدا کرده اند و البته به خاطر استعدادشان (که اگر وجود نداشت به سرعت محو می شدند) توانسته اند برای خود جایگاهی محکم و البته حالا مستقل از خانواده در سینمای ایران دست و پا کنند.

 

6

گلشیفته فراهانی برخلاف سن و سالش و حتی سایر بازیگران زن سینمای ایران، خیلی زود نقش یک همسر و سپس یک مادر را بازی کرد آن هم در شرایطی که خیلی از بازیگران زن سینمای ایران تا سال های میانسالی شان از اینکه نقش یک مادر را بازی کنند اکراه دارند چرا که واهمه دارند دیگر نقش زن جوان اول فیلم را به آنها ندهند اما گلشیفته فراهانی با اینکه تنها 23 سال داشت، این ریسک را کرد و در فیلم «میم مثل مادر» رسول ملاقلی پور نقش مادر پسری 8-7 ساله را بازی کرد که اتفاقاً خیلی هم مورد توجه مخاطب عام قرار گرفت و باعث شهرت و البته محبوبیت بیشتر او نزد عامه مردم هم شد.

 

7

 گلشیفته فراهانی شوخ و شنگی خاصی در بازی اش دارد که البته به نوع کاراکتر خاص او برمی گردد. گاهی این شوخ و شنگی اصلاً به کار نمی آید و باید کاملاً مهار شود مانند فیلم «میم مثل مادر» که ملاقلی پور به خوبی از عهده آن برآمده بود. گاهی این شوخ و شنگی تا اندازه یی لازم است و باید کنترل شود مانند «سنتوری» که مهرجویی هم استاد بازی گرفتن و کنترل بازیگر است. گاهی هم گلشیفته به حال خود رها می شود تا هر جنگولک بازی که می خواهد دربیاورد که نتیجه اش فیلمی مثل «دیوار» است. با همه اینها گلشیفته فراهانی آنقدر انعطاف دارد که آن چیزی را که کارگردان می خواهد دربیاورد و صدالبته که تماشای یک گلشیفته خوب روی پرده سینما به کارگردانی که پشت دوربین قرار گرفته، بستگی دارد.

 

8

 هنوز معلوم نیست که «میم» سینمای ایران چگونه اولین قدم در راه بین المللی شدن را برداشت. اخبار تایید نشده یی وجود دارد که می گوید جیم جارموش او را در فیلم «نیوه مانگ» بهمن قبادی دیده و به ریدلی اسکات معرفی کرده است. البته تا خود گلشیفته به حرف نیاید و در این باره سخن نگوید، همه اینها حدس و گمان است و نمی توان درباره شان نظر به قطعیت داد. هرچه باشد او سینمای ایران را در مسیر تازه یی از بین المللی شدن قرار داده است. در این بین کسانی هم هستند که خواهند گفت با یک بازیگر، سینما بین المللی نمی شود و خیلی چیزهای دیگری هم لازم است. این حرف درست ولی مگر در امریکا سینمای هند با آمیتاب باچان و سینمای آسیای شرق با جکی چان شناخته نشد؟، البته هنوز بسیار زود و خوش باورانه است که بخواهیم گلشیفته را با آنها مقایسه کنیم و بهتر است فعلاً به همین دلخوش باشیم که بازیگری ایرانی که تا همین چند ماه پیش در فیلم های نیم بند خودمان بازی می کرد، حالا در فیلم ریدلی اسکات بزرگ و در کنار دی کاپریو و راسل کرو و جانی دپ  بازی کرده است. فعلاً تا همین جا را داشته باشید تااینکه فیلم اکران شود و نسخه اش به ایران برسد. آن وقت شاید حظ بیشتری کردیم از ایرانی بودن مان. فقط خدا کند پس از دیده شدن فیلم، شرایط جوری نشود که سینمای ایران بدون «میم» شود.

 

9

 حالا «درخت گلابی» داریوش مهرجویی یک فیلم ویژه و مثال زدنی شده و هر دو بازیگر این فیلم بین المللی شده اند. همایون ارشادی که هم در «بادبادک باز» مارک فوستر بازی کرده و هم در فیلم جدید آمه نابار. گلشیفته فراهانی هم که تجربه کار با ریدلی اسکات و دیده شدن در کنار دی کاپریو و راسل کرو و جانی دپ را دارد. راستی از آن فیلم کس دیگری نمانده که این بار نوبت به او برسد؟، خدا رحمت کند نعمت الله گرجی را...

 

10

بیایید کمی هم بدبینانه به ماجرا نگاه کنیم. شاید فیلم اسکات اکران شود و هیچ اتفاقی برای گلشیفته فراهانی نیفتد. اصلاً شاید ماجرا این گونه بوده که آنها صرفاً یک بازیگر ایرانی با چهره یی شرقی برای فیلم شان لازم داشته اند و نقش هم هیچ گونه جای کار خاصی برای دیده شدن ندارد. مگر در سال چند فیلم دیگر در آن سوی آب ها تولید می شود که بازیگر ایرانی با چهره یی شرقی بخواهد؟ پس شاید ماجرا فقط یک بار برای همیشه باشد. شاید هم نه... بیایید دوباره خوش بین شویم. راستی شنیده ام تونی اسکات هم به گلشیفته پیشنهاد داده است. البته این روزها بازار شایعات از انواع بد تا خوب شان داغ است. فقط خدا کند فیلم زودتر اکران شود و این قیل و قال خاتمه یابد. خدا کند ریسک گلشیفته ارزشش را داشته باشد

 

دانلود مستقیم این فیلم با بازی گلشیفته فراهانی

 

 

نوشته شده توسط حنیف در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 |

 

 

         001

 

پرنده بر شانه های انسان نشست.

 انسان با تعجب رو به پرنده كرد و گفت: اما من درخت نیستم تو نمی توانی روی شانه من آشیانه بسازی .

 پرنده گفت: من فرق درخت ها و آدم ها را خوب می دانم  اما گاهی پرنده ها و انسان ها را اشتباه می گیرم.

 انسان خندید و به نظرش این بزرگترین اشتباه ممكن بود.

 پرنده گفت: راستی، چرا پر زدن را كنار گذاشتی ؟

انسان منظور پرنده را نفهمید،

 اما باز هم خندید.پرنده گفت: نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است.

 انسان دیگر نخندید.

 انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد.

 چیزی كه نمی دانست چیست.

 شاید یك آبی دور، یك اوج دوست داشتنی.

پرنده گفت: غیر از تو پرنده های دیگری را هم می شناسم كه پر زدن از یادشان رفته است.

درست است كه پرواز برای یك پرنده ضرورت است، اما اگر تمرین نكند فراموشش می شود

پرنده این را گفت و پر زد.

 انسان رد پرنده را دنبال كرد تا اینكه چشمش به یك آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد، روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد.

 آنگاه خدا بر شانه های كوچك انسان دست گذاشت و گفت: یادت می آید تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟

 زمین و آسمان هر دو برای تو بود.

اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم، بالهایت را كجا گذاشتی؟

 انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس كرد آنگاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست

 

نوشته شده توسط حنیف در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 |

 

            ali

 

قلم زبان خداست،

قلم امانت آدم است،

قلم  ودیعه عشق است،

هر كسی را توتمی است  و  قلم توتم من است،

قلم توتم ماست.

به  قلم سوگند ،

به خون سیاهی كه از حلقومش می چكد سوگند،

به رشعه خونی كه از زبانش می تراود  سوگند،

به  ضجه های دردی كه از سینه اش بر می آید  سوگند،

كه توتم مقدسم  را نمی فروشم،

به دست زورش تسلیم نمی كنم،

 به كیسه زرش نمی بخشم،

به سر انگشت تزویرش نمی سپارم،

دستم را قلم می كنم  و  قلمم را از دست نمی گذارم،

چشم هایم را كور می كنم،

گوشهایم را كر می كنم ،

پاهایم را می شكنم،

انگشتانم  را بند بند می برم،

 سینه ام  را  می شكافم ،

قلبم را می كشم ،

حتی زبانم را می برم ،

و لبم را می دوزم ،

اما قلمم را به بیگانه نمی دهم.

 

 

نوشته شده توسط حنیف در یکشنبه سوم شهریور 1387 |