تبليغاتX
..: راسـپــیــنـا :.. - عذر خواهی !!!

 

آقاي آبفروش شما از من خواستيد كه براي آنها بيشتر توصيح بدهم

 

همانطور كه از نوشته هاي خانم يا آقاي بي نام / دلسوز / مشخص هست كه تحصيلكرده

و باسواد و بافرهنگ است كه چنين فكري را در سر ندارد بتوان آنچه كه شما مي گوييد

(باند بازي ) !!!

هرگز چنين نيست

همانطور كه مي گويم آزادي بيان حد و مرزي دارد نميتوان پا فراتر از آن گذاشت در غير  اينصورت آزادي بيان نيست چيز ديگريست ميتوان گفت تخريب شخصيت خود و ديگران !!!!!

 

منعقدان دولت ؛ جامعه ؛ ورزش و فرهنگ هزاران موضوع ديگري را به ميان آورده اند كه مورد خوشايند

 آنان نبوده هم اكنون از جامعه طرد شده اند و مثل مجله هاي زرد !

 

آقاي آبفروش من در وبلاگ شما به يك نكته اي دست پيدا كرده ام و از آن بي تفاوت گذشتم بي آنكه بدانم هم اكنون متوجه ان شده ام كه شما به عنوان سر دبير جامعه شناسي اين مقاله رو نوشته ايد كاملا اين مقاله متعلق به كانون هست نه خود شخص شما !!! ( بر خلاف اساس نامه كانون )

همانطور كه ميدانيد مسوليت پذيري در كانون بسيار سخت ميباشد كه بايد مراقب بود تا به كانون ضربه اي وارد نشود

 

شما به سهام دروغين عدالت و بنهاي غذايي اشاره كرده ايد اينها همه واقعيت هستند اما وجود ندارند

به گونه ديگري ميگويم اينها همه در صدر برنامه دولت هست اما اجرا نشده اگر هم شده باشد 20% آن اجرا شده است .

 

من به عنوان يك شهروند ناشنوا نه يك همكار نه يك دوست از شما ميخواهم اين مقاله را از وبلاگتان برداريد يا عنوان آن را به خود اختصاص دهيد نه به عنوان دبير جامعه شناسي كانون !

 

اين را هم به آخرين مقاله ام اضافه ميكنم حساب كانون از سياست جداست !

 

اگر با آن مخالفيد به اساس نامه كانون مراجعه كنيد اگرهم مشكلي هست با خودم درميان بذاريد .

نوشته شده توسط حنیف در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 |