به چمنزار خیالم بر گرد
بخدا قسم
پرواز دگر تکراریست
من و تو راز ابریشم را
یه نگاه
به پرواز در آرامش خیال
خواهیم یافت
صدایم کن
که آفاق به آن لحظه ی مرموز
چه بد ، محتاج است
و این را خوب بدان
که منتظر رقص اساطیری تو خواهم ماند
به چمنزار خیالم بر گرد
جای تو را هیچ گلی تنگ نکرد
جز تن سرد و تاریک
یک تردید
چشمانم به دریچه دوخته شد
شاید نیم نگاهی
لبخندی
دست مهربانی
اما تو نیامدی
نفرین به من كاش هرگز نمیفهمیدی دوستت دارم
كاش دریچه ام بسته شود
کاش به چمنزار خیالم برنمیگشتی
. . .
دل تنگ ماهی این حوض نفس میخواهد
---------------(معنی)--------------------
آفاق = کرانه های آسمان ، افق ، غروب
مرموز = رمز دار ، پوشیده
اساطیر = افسانه ، قصه هایی که در قدیم واقعیت داشته اند نسل به نسل منتقل شده
( اسطوره = حکایت قدیمی )
تردید = دو دل بودن ، رد کردن
دریچه = پنجره ، روزنه ، در کوچک خانه