
میدانم که نمیدانی بر من چه میگذرد
روزی فرا میرسد
که در گورستان سرد و تاریک
خواهم آرمید
گورستانی پر از اشکها و لبخندهای تلخ
سکوتی سیاه
واقعیت های سفید و بی پرده
و آرامشی از نوع درد
در حسرت بی دیدارت باز خواهم گشت .

نوشته شده توسط حنیف در شنبه سوم بهمن 1388
|