تبليغاتX
..: راسـپــیــنـا :.. - پرداخت شد
 

 

پسرک ما یک شب به آشپزخانه رفت و کاغذی به مادرش که مشغول آشپزی بود داد .

 مادر دستهایش را خشک کرد و کاغذ را گرفت  و فهرست بلند بالایی را روی آن دید .

برای زدن چمن ها : ۵ دلار

برای تمیز کردن اتاق : ۱ دلار

برای خرید از مغازه : ۵۰ سنت

برای بردن آشغالها : ۱ دلار

برای گرفتن کارت صد آفرین : ۵ دلار

برای تمیز کردن حیاط :  ۲ دلار

جمع : ۱۴.۷۵ دلار

جانم شما بگویید که این مادر قلمی را برداشت و پشت کاغذ پسرک نوشت :

برای ۹ ماهی که تورا در شکم حمل کردم : بدون هزینه

برای تمام شبهایی که بالای سرت بیدار نشستم و از تو پرستاری کردم : بدون هزینه

تمام دورانی که برایت تقلا کردم و به خاطرت اشک ریختم : بدون هزینه

 تمامی شب هایی که به خاطر تو دلهره و اضطراب را تحمل کردم : بدون هزینه

خریدن اسباب بازی : بدون هزینه

پختن غذا : بدون هزینه

پاک کردن بینی تو : بدون هزینه

جمع : بدون هزینه

و نهایتا عشق حقیقی : بدون هزینه

پسرک اینها را که خواند و حسابی اشکش در آمد . قلم از مادرش گرفت و زیر آن همه آنها نوشت :

(( تمامی هزینه ها پرداخت شد ! ))

 

نوشته شده توسط حنیف در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 |