تبليغاتX
..: راسـپــیــنـا :.. - خسته ام از این کویر

 

خسته ام از این کویر

این کویر کور و پیر

این هبوط بی دلیل

این سقوط ناگزیر

اسمان بی هدف

بادهای بی طرف

ابرهای سر به راه

بیدهای سر به زیر

ای نظاره شگفت

ای نگاه ناگهان

ای هماره در نظر

ای هنوز بی نظیر

ایه ایه ات صریح

سوره سوره ات فصیح

مثل خطی از هبوط

مثل سطری از کویر

مثل شعر ناگهان

مثل گریه بی امان

مثل لحظه های وحی

اجتناب ناپذیر

ای مسافر غریب

در دیار خویشتن

با تو اشنا شدم

با تو در همین مسیر

از کویر سوت و کور

تا مرا صدا زدی

دیدمت ولی چه دور

دیدمت ولی چه دیر

این توئی در ان طرف

پشت میله ها رها

این منم در این طرف

پشت میله ها اسیر

دست خسته مرا

مثل کودکی بگیر

با خودت مرا ببر

خسته ام از این کویر

 

نوشته شده توسط حنیف در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 |